X
تبلیغات
سایتی برای مهندسین عمران - تحليل رفتار سازه ها در مقابل لرزش

سایتی برای مهندسین عمران

دانلود جزوات درسی.دانلود مقالات آموزشی.انواع برنامه های عمرانی.تحقیقات علمی و...

تحليل رفتار سازه ها در مقابل لرزش

:

             سعيد زارعان86144050 

عنوان:

                تحليل رفتار سازه ها در مقابل لرزش

قدمه

  ارزیابی روشهای تخمین شاخص رانش بین طبقه ای و کاربرد آنها در تهیه طیف رانش

   بررسی رفتار مقاطع RBS در برابر بارهای لرزه ای بررسی رفتار مقاطع RBS د ر برابر بارهای لرزه ای ی رفتار مقاطع RBS در برابر بارهای لرزه ا

          متدهای تحلیل دینامیکی برای طراحی لرزه‌ای پل‌ها

   راههای مقاوم سازی سازه‌ها

                 ارزیابی فرض صلبیت دیافراگم در مدل سازه‌های چند طبقه تحت اثر زمین‌لرزه

                 استفاده ازمیراگرهای جذب انرژی

            استفاده از میراگر جاری شونده

   تحلیل عددی و آزمایشگاهی پیچش در سازه‌های بنایی جدا شده توسط پی لغزش ساده.

مقدمه

زلزله یک حرکت طبیعی زمین است که به وسیله عوامل متفاوتی از جمله:  گسترش حرکات تکتونیک، ولکانیسم، زمین‌لغزش، سنگ‌ریزش و انفجارات، بوجود می‌آید. گسترش حرکات تکتونیک همواره در حال ایجاد کوه‌ها و دره‌های اقیانوسی در سطح زمین شده و زلزله را بوجود می‌آورد.

حرکات زمین در حین زلزله و در محل مشخص به وسیله تاریخچه زمانی یا لرزه‌گراف و به صورت شتاب، سرعت و جابجایی مشخص می‌گردد. نمودارهای تاریخچه زمانی شامل اطلاعات کاملی در خصوص حرکات زمین در سه جهت عمود بر هم (دو افقی و یک قائم) و در یک محل مشخص می‌باشد. این نمودارها حرکات شدید زمین را ثبت می‌کنند. در ابتدا به وسیله این شتاب‌نگاشت‌ها، شتاب زمین ثبت گردیده و دو نمودار سرعت و جابجایی به وسیله حل انتگرال عددی از نمودار شتاب، استخراج می‌گردند. رکوردهای شتاب در محل‌هایی که دارای فواصل یکسان از کانون زلزله می‌باشند ممکن است در زمان تحریکات، محتوای فرکانسی و بزرگی متفاوت باشند که این موضوع به دلیل شرایط متفاوت خاک محلی است.

از دید یک مهندس سازه مهمترین مشخصه زلزله، حداکثر شتاب زمین (PGA)، مدت زمان تحریکات و محتوای فرکانسی می‌باشد. PGA حداکثر شتاب و معرف شدت حرکات زمین می‌باشد. اگرچه سرعت زمین ممکن است مقدار مهمتری از شدت در قیاس با شتاب باشد، اما این مقدار مستقیماٌ اندازه‌گیری نشده و با محاسبات تکمیلی مشخص می‌گردد[1] . زمان وقوع زلزله، طول زمان بین اولین و آخرین پیک گذرنده از سطح حرکات شدید می‌باشد.    

با افزایش زمان وقوع زلزله انرژی داده شده به سازه نیز افزایش می‌یابد. انرژی کرنشی الاستیکی که به وسیله سازه جذب می‌گردد محدود بوده و در زلزله‌های قوی جذب انرژی درمحدوده غیر الاستیک سازه صورت می‌گیرد. محتوای فرکانسی به وسیله تعداد صفرهای مشخص شده شتابنگاشت در یک ثانیه مشخص می‌گردد. مشخص گردیده که وقتی نیروی منظم ارتعاشی دارای فرکانسی برابر با فرکانس ارتعاش طبیعی سازه باشد (تشدید)، ارتعاشات سازه دارای مقدار بیشتری بوده و اثرات میرایی به حداقل می‌رسد.

اگر چه زلزله‌ها دارای حرکات موجی منظم مانند سینوسی نیستند اما عموماٌ دارای پریود پاسخ غالبی می‌باشند.اگرچـه غیـرممکن اسـت کـه حرکات دقیـق زمیـن جهـت همه ساختگاه‌ها مشخص گردد ولی حرکـات زمیـن و سنگ بستر در یک گسـل و انتشـار در سطح زمین به وسیله برنامه‌های کامپیوتری می‌تواند مشخصات خاک محلی را مشخص کند.

 ارزیابی روشهای تخمین شاخص رانش بین طبقه ای و کاربرد آنها در تهیه طیف رانش

خسارات سازه ای و غیر سازه ای که در اثر زمین‌لرزه در ساختمانها پدید می آید در درجه اول ناشی از تغییرمکانهای جانبی است. بنابراین اگر تغییرمکانهای جانبی به نحو مناسبی توسط تأمین سختی جانب کافی، مقاومت جانبی و ظرفیت اتلاف انرژی مناسب، محدود شوند، می توان خسارات وارده را به طرز مناسبی کنترا کرد. برای نیل به این مقصود باید روشها و شاخصهای مناسبی برای کنترل تغییرمکانهای جانبی در فرایند طراحی لرزه ای در دست باشد. اساس روشهای طراحی لرزه ای در آیین نامه‌های فعلی بر معیارهای نیرو و مقاومت استوار است و تغییرمکان جانیی در سازه‌ها در درجه دوم اهمیت قراردارد. به همین دلیل اخیراً در مجامع تخصصی مهندسی زلزله توجه زیادی به روشهای طراحی لرزه ای بر مبنای تغییرمکان شده است. هدف اصلی در انتخاب موضوع مورد مطالعه در این متن نیز کمک به تبیین و تکامل روش طراحی لرزه ای بر مبنای تغییرمکان و به طور کلی استفاده گسترده تر از شاخص های تغییرمکان جانبی در طراحی لرزه ای سازه‌ها است.
  یک شاخص بسیار مهم برای ارزیابی تغییرمکانهای جانبی سازه‌ها در اثر زلزله میزان حداکثر رانش بین طبقه ای است. عملکرد لرزه ای ساختمانها یک تابع مستقیم از حداکثر رانش بین طبقه است که در اثر زمین‌لرزه‌های قوی اتفاق می افتد.
 در این پژوهش سعی بر آن است تا با استفاده از مفهوم نوین طیف شاخص رانش بین طبقه ای که به اختصار طیف رانش نامیده  می شود، بتوان تخمینی از حداکثر شاخص رانش بین طبقه ای که در اثر زلزله برای یک سازه اتفاق می افتد، داشت. این طیف براساس روشهای مختلف و برای زلزله‌های متعددی محاسبه شده و با هم مقایسه شده اند. لازم به ذکر است که در این مطالعه این طیفها فقط برای سیستم قاب خمشی فولادی ارائه شده اند. در این روش های تقریبی، عموماً سازه‌ها به صورت تیرهای برشی یا ترکیبی از تیرهای برشی و خمشی مدل می شوند و به کمک آنها طیف رانش بدست می آید. به این منظور برنامه‌هایی در محیط نرم افزار MATLAB نوشته شده که در پیوست ارائه گردیده است. علاوه بر مقایسه این روشها در نحوه ارائه نتایج، برای کنترل دقت و صحت جوابها از تحلیل تاریخچه زمانی الاستیک و غیر الاستیک قابهای خمشی فولادی نمونه، استفاده شده و حداکثر شاخص رانش بین طبقه ای آنها در اثر زلزله‌های مختلف با نتایج حاصل از روشهای تقریبی مقایسه شده است.
 از مجموع مطالعات فوق این نتیجه حاصل شده است که روشهای تخمین حداکثر شاخص رانش بین طبقه ای که در این مطالعه مورد بررسی قرارگرفته برا ی اهداف یک طراحی اولیه یا یک ارزیابی سریع از رفتار یک سازه در اثر یک زلزله دقت مناسب را دارا بوده و قابل اعتماد هستند. همچنین طیف رانش می تواند نقش مهمی در طراحی لرزه ای سازه‌ها ایفا کند و لااقل می تواند به عنوان مکملی برای طیف های پاسخ در روند طراحی لرزه ای بکار گرفته شود.

 

 بررسی رفتار مقاطع RBS در برابر بارهای لرزه ای بررسی رفتار مقاطع RBS د ر برابر بارهای لرزه ای ی رفتار مقاطع RBS

   ابتدا با انطباق مدل موضعی کامپیوتری با مدل واقعی ساخته شده توسط پوپوف یک نمودار قابل اطمینان از رفتار فولاد بدست آمده و سپس با انجام مدلسازی کلی در طراحی قابها رفتار اندازه‌های مختلف در فواصل مختلف مقاطع لاغر شده تیر بررسی گردید. بدین معنی که با شکل گیری مفاصل پلاستیک در تیرها و ستونهای قابهای مختلف RBSدار، مشخص شد که قابهای RBS دار دارای مقاومت بهتری نسبت به قابهای بدون RBS هستند و طبقه نرم در آنها دیرتر بوجود می آید. همچنین نشان داده شد که برخی از انواع قابهای RBS دار نسبت به انواع دیگر مقاوم ترند. پارامتر دیگر مورد بررسی، خسارت بوجود آمده در قابها بود که مشخص شد در قابهای RBSدار، تعداد مفاصل پلاستیک ایجاد شده در ستونها نسبت به قابهای بدون RBS تا نسبت تغییرمکان جانبی5/2 درصدی بطرز قابل توجهی کمتر است و به عبارت دیگر قابهای RBSدار تا محدوده تغییرمکان جانبی ذکر شده نسبت به قابهای بدون RBS به مراتب خسارت کمتری می بینند. همچنین نشان داده شده که برخی از انواع قابهای RBSدار نسبت به انواع دیگر کمتر خسارت می بینند.
 سومین پارامتر مهم قابل بررسی از روی تعداد مفاصل پلاستیک ایجاد شده در قاب، شکل پذیری قابهاست. هر چقدر تعداد مفاصل پلاستیک ایجاد شده در تیرها بیشتر باشند، نشان دهنده آن است که آن قاب رفتار شکل پذیرتری دارد. در بررسی های انجام شده دیده شد که قابهای RBSدار بطرز چشمگیری شکل پذیرتر از قابهای بدون RBS است. به علاوه طرز شکل گیری مفاصل پلاستیک در تیرهای قابهای RBSدار نشان می دهد که تا نسبت تغییرمکان جانبی 5/2 درصدی، مفاصل پلاستیک در تیرها در انتهای تیر به ستون بوجود نیادادن این مطلب، دو قاب مشابه یکی با RBS و دیگری بدون RBS تحت آنالیز دینامیکی قرارگرفتند و عملکرد بهتر قاب RBSدار مورد توجه قرارگرفت. همچنین آنالیز دینامیکی در مورد قابهائی که یکی برای حالت با RBS و دیگری برای حالت بدون RBSRBSRBS طراحی شده است رفتار مناسبتری دارد طراحی شده است با وجود اینکه المانهای با ابعاد و مقاطع کوچکتری دارد ولی در مقایسه با قابی که برای حالت بدون طراحی شده بودند انجام شد و مشخص شد که قابی که برای حالت با

خسارات سازه ای و غیر سازه ای که در اثر زمین‌لرزه در ساختمانها پدید می آید در درجه اول ناشی از تغییرمکانهای جانبی است. بنابراین اگر تغییرمکانهای جانبی به نحو مناسبی توسط تأمین سختی جانب کافی، مقاومت جانبی و ظرفیت اتلاف انرژی مناسب، محدود بررسی رفتار دینامیکی غیر خطی سازه‌های فولادی میان مرتبه پیچشی با میراگر جاری شونده

  با توجه به خسارمده و فقط در انته‌های RBSها بوجود می ایند و این موضوع از این جهت که بواسطه ایجاد تنش کمتر در قسمت انتهائی تیر، اتصال سالمتر می ماند بسیار حائز اهمیت است. در این قسمت نیز شکل پذیرتر بودن برخی از انواع قابهای RBSدار نسبت به سایر انواع قابهای RBS دار نشان داده شده است. از RBS نه تنها در طراحی قابها استفاده می شود بلکه حتی درمورد قابهای ساخته شده نیز می توان برای بهبود رفتار قاب تحت اثر بارهای جانبی از جمله زلزله ازار.بي.اس ا ستفاده کرد.


 ر متدهای تحلیل دینامیکی برای طراحی لرزه‌ای پل‌ها

 دو توصیه که اخیراٌ به وسیله اداره حمل و نقل کالیفرنیا منتشر شده است متدهایی جهت حرکات لرزه‌ای زمین برای پل‌ها را معرفی می‌کند.

بسته به محل ساختگاه، هندسه و درجه اهمیت پل متدهای تحلیلی ذیل ممکن است جهت طراحی لرزه‌ای پل استفاده گردند:

-          متد تک مدی (طیف تک مدی و تحلیل بار یکنواخت) بیانگر این است که بار لرزه‌ای به مانند یک بار استاتیکی افقی معادل به یک قاب منفرد در جهات طولی یا جانبی اعمال می‌گردد. بار استاتیکی معادل بستگی به زمان تناوب طبیعی سازه یک درجه آزادی SDOFو طیف بازتاب مشخص آیین‌نامه مورد استفاده دارد. مهندس می‌بایست بداند که متد تک‌مدی (گاهی به عنوان تحلیل استاتیکی معادل معرفی می‌گردد) جهت سازه‌هایی استفاده می‌گردد که دارای دهانه‌های تقریباٌ معادل و نیز سختی توزیع شده متوازن باشد.

-          تحلیل طیفی چندمدی بیانگر اینست که نیرو، لنگر و جابجایی اعضاء در بارهای لرزه‌ای می‌تواند به وسیله ترکیب پاسخ مدهای منفرد تخمین زده شده که این ترکیب به وسیله متدهای مختلفی از جمله ترکیب مربعی کامل (CQC) یا جمع مجذور مربعات ((SRSS می‌باشد.  متد  CQC جهت همه سیستم‌های پل می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد و متد SRSS جهت سازه‌هایی مناسب می‌باشد که دارای مدهای نسبتاٌ جداگانه و مستقل باشد.

 

MSRS-          تحلیل طیف بازتاب چند تکیه‌گاهی: بیانگر طیف بازتاب و حداکثر جابجایی در هر درجه آزادی منفرد تکیه‌گاهی به وسیله محاسبات دقیق سه‌بعدی تغییرات حرکت زمین از جمله اثرات مستقل بودن گذر موج و دیگر پاسخ‌های سه‌بعدی وابسته به شرایط ساختگاه می‌باشد. این متد می‌تواند برای سازه‌های طویل چند تکیه‌گاهی بکار رود [7].

-          تحلیل تاریخچه زمانی در بازه انتگرال‌گیری عددی گام‌به‌گام از معادلات حرکت: این متد جهت پل‌های مهم/ بحرانی یا دارای هندسه پیچیده مورد نیاز است. تحلیل غیرخطی مقادیر واقع‌بینانه‌تری از رفتار سازه را در قیاس با تحلیل الاستیک، مشخص می‌کند.

انتخـاب نـوع تحلیـل سـازه پـل مشخصی نباید تنها بـر پایـه تحلیـل عملکردی سازه باشد بلکه می‌بایست براساس تصمیم‌های موثر طراحی باشد.

 

   راههای مقاوم سازی سازه‌ها

 ارزیابی فرض صلبیت دیافراگم در مدل سازه‌های چند طبقه تحت اثر زمین‌لرزه فرض صلبیت ده تحت اثر زمین‌لرزه

وظیفه اصلی دستگاههای قاب بندی کف طبقات و پشت بام، تحمل بارهای ثقلی و انتقال این بارها به اعضای سازه ای قائم نظیر ستونها و دیوارهاست. علاوه بر این، آنها نقش اصلی را در توزیع نیروهای باد و زلزله بین اعضای قائم دستگاه مقاوم در برابر بار جانبی( نظیر قابها و دیوراهای سازه ای) بازی می کنند. رفتار دستگاههای کف طبقات و پشت بام تحت تأثیر بارهای ثقلی به خوبی شناخته شده و ضوابط طراحی سازه ای آنها مشخص است.

در طرح سازه ساختمانها در برابر زلزله، ساختمان به نحوی طراحی و جزئیات آن به شکلی انتخاب می شود که به صورت یک واحد مستقل در برابر نیروهای زلزله عمل کند. طرح یک ساختمان به صورت یک واحد مستقل، به زیاد شدن قیدهای اضافی و یکپارچگی آن کمک می کند. نیروهای افقی ایجاد شده در اثر حرکتهای حاصل از زلزله، توسط دستگاههای قائم ساختمان که برای مقاومت در برابر بار جانبی طرح شده اند( نظیر قابها، مهاربندیها ودیوارها) به زمین انتقال می بابند. عموم این دستگاههای قائم توسط کفهای طبقات و پشت بام ساختمان به صورت یک واحد به یکدیگر بسته می شوند. بدین ترتیب، دستگاههای سازه ای کف طبقات و پشت بام که اساساً برای به وجود آوردن سطوح قاب استفاده و مقاومت در برابر بارهای ثقلی(یا خارج از صفحه) پیش‌بینی شده اند، به عنوان دیافراگم های افقی که بارهای افقی( یا داخل صفحه) را تحمل می کنند و آنها را به اعضای قائم مناسب انتقال می دهند نیز طرح می شوند. معمولاً در زمان تحلیل و طراحی اجزاء یک سازه، دیافراگم کف آن به صورت صلب مدل می شود. این نوع مدل سازی باعث تقلیل معادلات گشته و زمان تحلیل را کاهش می دهد. اما در بعضی از شرایط خطای حاصله می تواند طرح غیر ایمن یا غیر اقتصادی را نتیجه دهد. در این مطالعه سازه‌های متعددی با استفاده از روش اجزاء محدود مدل شده اند که از نظر وجود یا عدم وجود دیوار برشی در پلان، به دودسته با دیوار برشی و بدون دیوار برشی تقسیم می شوند و از لحاظ شکل پلان به سه دسته مستطیل شکل و U شکل و L شکل تقسیم می شوند و از نظر تعداد طبقات نیز به سه دسته چهار و هشت و دوازده طبقه و از نظر نوع دیافراگم به دو دسته صلب و انعطاف پذیر تقسیم می شوند که در حالت انعطاف پذیر دیافراگم کف با ضخامتهای 20 و 10 و 5 و 1 سانتیمتر مدل می شود.

 

استفاده ازمیراگرهای جذب انرژی

 تجربیات گذشته نشان داده است که بسیاری از سازه‌های بتنی مسلح کشورمان در مقابل زلزله آسیب پذیر می باشند. یکی از راههای مقاوم سازی سازه‌های موجود، استفاده از میراگرهای جذب انرژی است. استفاده از میراگر فلزی جاری شونده در نقاط مختلف جهان به دلایلی چون کارائی مطلوب، عدم حسسایت به حرارت و عوامل محیطی، رفتار پایدار و مطمئن و مقاومت خوب، مورد توجه قرارگرفته است.
 در این پژوهش برای ارزیابی آسیب‌پذیری ساختمانهای بتنی مسلح مجهز به میراگر فلزی جاری شونده از سه ساختمان با طبقات مختلف(4 و 7 و 10 طبقه) استفاده شده است. ابتدا ساختمانهای مذکور به گ شهای تخمین شاخص رانش بین طبقه ای و کاربرد آنها در تهیه طیف رانش

خسارات سازه ای ونه ای که در برابر بارگذاری جانبی، ضعیف باشند طراحی  شده اند. سپس میراگر فلزی جاری شونده(TADAS) برای مقاوم سازی آنها مورد استفاده قرارگرفته است. آنگاه آسیب‌پذیری ساختمانهای فوق در دو حالت با میراگر و بدون آن بررسی شده است. در ارزیابی آسیب‌پذیری از تحلیل غیر خطی تاریخچه زمانی توسط نرم افزار IDARC نگارش چهار بهره گرفته شده است. رفتار لرزه ای این ساختمانها در مقابل سه زلزله و با چهار شتاب حداکثر مختلف، مورد مطالعه قرارگرفته است. مواردی که مورد توجه قرارداده شده شامل تحلیل Pushover ، رفتار هیسترتیک میراگر، تاریخچه زمانی تغییرمکان بام، تغییرمکانهای حداکثر نسبی و کلی طبقات و تشکیل مفاصل پلاستیک می باشد. شاخص خسارت Park و Ang نیز در هر حالت، ارائه گردیده است. مشاهدات و نتایجی که از تحلیلهای فوق بدست آمده است، بیانگر بهبود رفتار لرزه ای از جنبه‌هایی چون کاهش تغییرمکانها، مفاصل پلاستیک و شاخصهای خسارت، خصوصاً در سازه‌های بلندتر و خطر لرزه ای بالاتر بوده است. همچنین به نظر  می رسد، در مواجهه با خطر لرزه ای پایین تر مطالعه دقیق تر خسارت لازم باشد


د  استفاده از میراگر جاری شونده

  با توجه به خسارات جبران ناپذیر زلزله‌ها خصوصاً زمانی که در سازه پیچش بوجود می آید، یافتن راهی برای کنترل پاسخ سازه ضروری می باشد. یکی از روشهای مؤثر در کاهش پاسخ دینامیکی سازه‌ها استفاده از میراگرهای الحاقی است و یکی از ساده ترین و مؤثرترین میراگرها که امکانات ساخت و اجرای آن در کشورمان موجود می باشد، میراگر جاری شونده است.
  در پروژه حاضر به بررسی رفتار این میراگر در ساختمانهای سه بعدی دارای پیچش پرداخته شده است. بدین منظور قاب یک طبقه و چهار طبقه خمشی انتخاب گشته و در سه حالت خمشی، با میراگر(شامل بادبندو قطعه میراگر)، وبادبند به تنهایی( همان بادبند استفاده شده با میراگر جاری شونده) مورد بررسی قرارگرفته است. برای این سازه‌ها پنج خروج از مرکزیت از صفر تا 25/0 بعد سازه در نظر گرفته و برای پنج شتابنگاشت مختلف السنترو، سان فرناندو، ناغان، منجیل و طبس که همگی با شتاب g35/0 همپایه شده اند، تحلیل گشته اند.
  سازه چهارطبقه به دو صورت ستونهای واحد در چهار طبقه و ستونهای متفاوت در چهار طبقه تحلیل شده است. همچنین برای قاب چهار طبقه از دو نوع بادبند با مقاطع مختلف استفاده شده است. کلیه تحلیل ها بصورت غیر خطی تاریخچه زمانی بوده و با استفاده از برنامه غیر خطی DRAIN-3DX انجام گرفته است. نتایج نشان می دهند که سازه با میراگر نسبت به سازه خمشی عملکرد بسیار مناسب دارد. نتایج این سازه در برخی از پاسخ ها مثل تغییر مکانها و تغییرمکانهای نسبی از قاب بادبندی بیشتر بوده که به علت سختی بیشتر قاب بادبندی است. همچنین استفاده از میراگر برای تمام قابها در مقایسه با دو حالت دیگر سبب کاهش خسارت وارد آمده به سازه و کاهش چشمگیر تعداد مفاصل پلاستیک شده است.گشته و در سه حالت خمشی، با میراگر(شامل بادبندو قطعه میراگر)، وبادبند به تنهایی( همان بادبند استفاده شده با میراگر جاری شونده) مورد بررسی قرارگرفته است. برای این سازه‌ها پنج خروج از مرکزیت از صفر تا 25/0 بعد سازه در نظر گرفته و برای پنج شتابنگاشت مختلف السنترو، سان فرناندو، ناغان، منجیل و طبس که همگی با شتاب g35/0 همپایه شده اند، تحلیل گشته اند.
  سازه چهارطبقه به دو صورت ستونهای واحد در چهار طبقه و ستونهای متفاوت در چهار طبقه تحلیل شده است. همچنین برای قاب چهار طبقه از دو نوع بادبند با مقاطع مختلف استفاده شده است. کلیه تحلیل ها بصورت غیر خطی تاریخچه زمانی بوده و با استفاده از برنامه غیر خطی DRAIN-3DX انجام گرفته است. نتایج نشان می دهند که سازه با میراگر نسبت به سازه خمشی عملکرد بسیار مناسب دارد. نتایج این سازه در برخی از پاسخ ها مثل تغییر مکانها و تغییرمکانهای نسبی از قاب بادبندی بیشتر بوده که به علت سختی بیشتر قاب بادبندی است. همچنین استفاده از میراگر برای تمام قابها در مقایسه با دو حالت دیگر سبب کاهش خسارت وارد آمده به سازه و کاهش چشمگیر تعداد مفاصل پلاستیک شده است.

 

 تحلیل عددی و آزمایشگاهی پیچش در سازه‌های بنایی جدا شده توسط پی لغزش ساده.

  سیستم پی لغزشی ساده جهت جداسازی سازه‌های بنائی برای کاهش خسارات ناشی از زمین‌لرزه مورد بررسی قرارگرفته است. پیچش یکی از گزینه‌های اصلی در پژوهش حاضر می باشد که عملکرد سازه برمبنای آن ارزیابی شده است. تحلیل های آزمایشگاهی و عددی در پژوهش انجام گرفته نشان داده است که سیستم پی لغزشی ساده همانند سایر سیستم های جداساز مقدار پاسخ شتاب سازه را کاهش می دهد. از سوی دیگر برخلاف اغلب سیستم های جداساز، سیستم پی لغزشی نسبت به محتوای فرکانس تحریک سازه حساس  نمی باشد. موضوع بسیار مهم در طراحی این نوع از سازه‌های جداساز نوع ماده مصرفی در لایه جداساز و میزان تغییرمکان سازه برروی پی می باشد که در صورت زیاد بودن میزان نامنظمی سازه در پلان، پیچش ایجاد شده در سازه می تواند اجرای آن را غیر قابل توجیه سازد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ز.فتحی  |